الشيخ علي اكبر النهاوندي

139

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

همين شبهه در غيبت‌هاى ايشان هم جارى است و آن‌چه مخالفين در جواب اين شبهه بالنّسبة به غيبت انبيا مىگويند ، همان به عينه جواب اماميّه در غيبت مهدى موعود عليه السّلام خواهد بود و ما ان شاء اللّه عبقريّه‌اى براى ذكر غيبت‌هاى آن بزرگواران ، در اين بساط ترتيب خواهيم داد . [ منوال دوّم ، بر طريقهء خاصّه ] منوال دوّم كه بنابر مذهب اماميّه جواب از شبههء مذكور است ، بر چند وجه مىباشد . وجه اوّل : بعد از اقرار و اعتراف به امامت حجّة بن الحسن عليهما السّلام و بقاى او ، از روى نصوص و معجزات و قاعدهء لطف ، معلوم مىشود بندگان را با اين جهالات ، تحاسد ، تباغض ، تكالب ، تجاذب ، منافسات و متابعت هوا و شهوات ، به خود واگذاشتن و بدون رييسى كه بىالجا و اضطرار ، صلاح و فساد ، نفع و ضرر دينى و دنيوى در دين ، عقل ، جان ، بدن ، عرض و مال ايشان را بيان كند ، به آن وادارد و خود به آن‌چه مىگويد ، رفتار نمايد و از خطا ، لغزش ، سهو و نسيان ، مأمون و محفوظ باشد ؛ نقض غرض در بعثت نبىّ و تكليف خواهد بود و اين ، اعمّ از آن است كه مردم در مقام انقياد و اطاعت آن رييس برآيند يا به سخنانش گوش فراندهند و يا سر به زير فرمانش فرود نياورند ، چه در اين هنگام ، حجّت بر ايشان تمام و زبان معذرت ايشان لال است ، لذا اين شبهه به هيچ‌وجه راه ندارد . چه البتّه در غيبت آن جناب ، حكمت و سرّ بلكه حكمت‌ها و اسرارهاست و ندانستن عباد ، دليل بر نبودن آن نخواهد بود . پس دانستيم خداوند عزّ و جلّ حكيم و حكيم على الاطلاق ، همهء افعالش از روى حكمت است ؛ هرچند وجه آن براى ما منكشف نباشد . بنابراين تقرير اين سؤال بىموقع و اين شبهه مندفع است ، كما هو الواضح . وجه دوّم : بنابر مذهب اماميّه از دفاع اين شبهه به جهت اين است كه ايشان به نهى خاصّى كه بعضى از علما آن‌را بر تحريم حمل نموده‌اند ، از جانب ائمّهء خود عليهم السّلام از